خرید بک لینک
دل؟؟؟قلب؟؟چرا آخه؟؟چرا باید یه ماهیچه احساس داشته باشه؟؟ چرا باید یه ماهیچه احساس حالیش باشه؟؟حکمتش چیه؟؟ بخدا دلم خون شده ... آخه دلم واست خیلی تنگ شده.همیشه هم میگم تحمل میکنم.اما دروغ میگم.چون دارم خودم رو آروم میکنم.با بهانه و وعده های الکی... همیشه به خدا میگم : دوری رو هستم اما به شرط فراموشی.اما... دوری و دلتنگی شدیددددددد دلم اینقدر واسش تنگ شده که نمی تونه جریان خون رو از توی رگها عبور بده. اصلا یه چیز دیگه.....  من میگم به خدا که :ای خدای عزیزم، لااقل بفهمم که منو دوست داره. که منم با جون و دل منتظر باشم. الان ۵ساله که دلم اسیرشه اما چه فایده که نمی تونم عشق رو بفهمم. چون چشماش این اجازه رو نمیده. خب نمیتونم از تو چشاش بخونم گنگه برام. در آخر میگم همنجور که ۵ساله دارم میگم:خدایا خودت رو عشقه، ینی اگه من خدامو نداشتم الان نابود بودم.خدایا شکرت که هستی و من ترو دارم. این جمله پایانی یه حقیقته به مولا.

برچسب: نویسنده: الینا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:29

صفحه بندی